بسم الله الرّحمن الرّحیم به وبگاه شهر تیمورلو خوش آمدید

تیمورلو دربلاگ اسکای

تیمورلو

شهر تیمورلو _ TEY.SUB.IR

شهر تیمورلو _ TEY.SUB.IR
 
WTC.ORQ.IR

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیستم خرداد 1393 توسط مدیر وبگاه - کریم شاهزاده

 

 
 
 

 

 

 با سلام خدمت دوستان و همشهريان عزيز به وبگاه تيمورلو خوش آمديد
------------------------------ 

   آخرین بروز رسانی عید قربان 93

سالهای رفته از یاد (13 مهر 93)

 

یک شب که هزار شب نمیشه!!

خیمه گاه فاطمی تیمورلو یک الگوی فرهنگی برای سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی

 

واسه ما همین هم زیاده!

 

توجه :

این وبسایت متعلق به همه شما عزیزان بوده و دست همه جوانان و نوجوانان برومند تیمورلو را برای بهتر کردن مطالب وبسایت می فشارد لطفا در صورت تمایل در ابتدا در قالب یک نظر خصوصی خود را معرفی فرموده و یک شماره تلفن ارائه فرمائید تا در کوتاه ترین مدت ممکن عضویت شما به عنوان نویسنده وبسایت فعال شده و نام کاربری و پسورد مربوطه به شما تقدیم شود .

با تشکر نویسندگان قدیمی وبسایت تیمورلو

معني درج یاداشت يك فرد در وبگاه اين نيست كه ما باهاش موافقيم شايد از نظرات اون فرد بدمون هم اومده باشه ولي چون برای نظرات خواننده گان عزيز احترام قائل هستيم سعي ميكنيم حتي الامكان نظراتي كه توهين مستقيم به كسي نداشته باشه و با ارزشهاي اسلامي منافات نداشته باشه رو تائيد بكنيم و بعضا يك جواب مختصري براش بنويسم از خواننده گان عزيز هم تقاضا مي كنيم كه از توهين به ساير افراد در قالب نظر جدا خودداري بكنند   

 

با تشكر از جناب آقاي حسين طالبي و پسرشان آقاي جواد طالبي كه مجموعه استثنائي تصاوير فوق را در اختيار بنده قرار دادند براي پربارترشدن مجموعه تصاوير دست تك تك شما خوبان را مي فشاريم



نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم مهر 1393 توسط مدیر وبگاه - کریم شاهزاده
 

بیست سال پیش بود و همه فامیل در یک زمین کشاورزی بی در و پیکر جمع بودند زمین کشاورزی ما مثل همه مردم دیوار نداشت! و فقط یکطرفش را درختان صنوبر تبریزی (قلمه) و سنجد و توت گرفته بود و ما بچه ها با توت های سرخ و سفید از خودمان پذیرایی می کردیم  پدر بزرگ سماور ذغالیمان را پر از (چومور) کرد، مادربزرگ مشغول خاک مال کردن و شستن استکان های شیشه ای بود، چند خوشه انگور خلیلی(زود رس) که از تاکستانمان در همان نزدیکی چیده بودند را در سفره پارچه ای گذاشتند همه چیز طبیعی بود، رودخانه فصلی (سِل چایی) هنوز آب داشت و چند حلقه چاه که بدون اینکه سدی داشته باشیم آبشان شیرین و در آن گرمای تابستان سردتر از آب یخچال بود، خرمنکوب از حرکت ایستاد، و همه آرام آرام دستهایشان را از نهر آب شستند و دور یک سفره جمع شدند، بوی سبزی های تازه فضا را معطر کرده بود و ناشتایی (نشتابلیخ) آماده خوردن بود، نان و پنیر و املت ساده ای که از همه غذاهای پیچیده دنیا بیشتر می چسبید، زمینی به عرض 50 متر و به درازی یک و نیم کیلومتر پر بود از بسته های گندم که باید پشت تراکتور و درشکه به کنار خرمن کوب حمل می شد، هر کس از کنار زمین رد می شد یک خدا قوت می گفت و به صرف ناهار و چای دعوت می شد، همه آنجا بودند، هر چهار پسر و عمه بزرگ و شوهرش با چهار پسر رشیدش و همه ما نوه ها، ازدواج ها فامیلی بود و شوهر عمه به نوعی دایی و ... همه فامیل در هم گره خورده بود از ژن نهفته ی معیوب و سندرم داون خبری نبود و از تصادف های هفتگی هم، کسی 100 کیلومتر آنطرف تر کار نمی کرد، و برای همین احتیاجی به ماشین هم نداشت و برای مسافرت هم اتوبوس و قطاری که ریلهایش از نزدیکی زمین کشاورزیمان رد می شد مناسبترین گزینه بود حتی کسی به شهرک سلیمی نمی رفت، با اینهمه کسی هم بیکار نبود، همه دور یک زمین و یک سفره جمع بودند، کسی به ناموس کسی نظر بدی نداشت و اگر فرضا چنین فردی وجود داشت معمولا جرات اظهارش را نداشت ، پدربزرگ ها قدرتمندترین و عزتمندترین افراد فامیل بودند و اگر پیرمردی وارد مجلسی می شد همه به احترامش بلند می شدند، ما برای بازی تبلت نداشتیم، هیچ کس موبایل نداشت و خیلی ها هنوز تلفن هم نداشتند یعنی به جز سربازها که معمولا نامه می فرستادند اکثرا نیازی هم به این چیزها نداشتند همه با هم می رفتند با هم می آمدند و همه با هم بودند حتی خیلی از اسباب بازی های معمولی را هم نداشتیم ما پیل دسته و قایم باشک بازی میکردیم و دخترها هم یا خاله بازی میکردند و یا لی لی و گاهی دختربچه و پسربچه با هم یک بازی را انجام می دادیم همه با هم بازی می کردیم و هیچ وقت از همدیگر خسته نمی شدیم جدیدترین ورژن بازی هایمان با هم بودن بود که هیچ وقت کهنه نمی شد حتی اگر به صنوبر ها خیره می شدیم و از درخت بالا می رفتیم این خودش خیلی بامزه تر از بازی های کامپیوتری بود، مردان فامیل درو می کردند و خانومها هم به آنها کمک می کردند یا غذا را آماده می کردند و به بچه های کوچکتر می رسیدند،

و این داستان ادامه دارد


برچسب‌ها: خاطرات, سالهای نه چندان دور
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم مهر 1393 توسط علیرضا بشیری
 

 



تاريخ : سه شنبه هشتم مهر 1393 | 21:4 | نویسنده : عليرضابشیری | 1 نظر

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم مهر 1393 توسط علیرضا بشیری
 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم مهر 1393 توسط علیرضا بشیری

خبر به نقل از سایت تیمورلو

فاجعه زیست محیطی در تیمورلو

خبرنگار تیمورلو:

شهرک صنعتی شهید سلیمی در شمال شهر تیمورلو قرار دارد. از زمان ایجاد این شهرک آلایندگی کارخانجات مختلف با شوری آب در این منطقه دست به دست هم داد و کشاورزی و باغات نزدیک به شهرک و حتی فراتر از آن به خود شهر  ودر داخل آن را تهدید کرد و از بین برد. کانال شهید سرداری در غرب تیمورلو وبعداز راه آهن محلی برای تامین آب کشاورزی از طریق رودخانه آجی چای بوده است. متاسفانه مدتی است که پساب های صنعتی کارخانجات شهرک شهیدسلیمی از طریق این کانال به مزارع تیمورلو سرازیرشده ومحیط زیست و کشاورزی باقی مانده را نیز تهدید می کند. حتی خطری برای بهداشت مردم  می باشد چرا که آب سمی که از طریق این کانال جاری است محل رشد انواع پشه های گزنده می باشد که هیچ کس از شر آن در امان نمی باشد.

جا دارد که مسولان محیط زیست و بهداشتی استان وشهرستان به این قضیه حساسیت نشان داده و از شیوع بیماریهای خطرناک و آلوده شدن طبیعت و آب های زیر زمینی از این آب سمی راهکار های لازمه را اتخاذ فرمایند.

علاوه بر خطرات فوق این آب ها موجب رشد درختچه های هرز در مسیر رود خانه فصلی گنبرف به دریاچه ارومیه شده اند که با یک سیلاب فصلی بخش عظیمی از شهر تیمورلو و مزارع کشاورزی به زیر آب خواهد رفت و خسارتهای جبران ناپذیری بر این شهر وارد خواهد ساخت. جا دارد که مسئولان محترم شهرستان نسبت به این قضیه حساسیت لازمه را داشته باشند و با این خطر که شهر را تهدید می کند مقابله لازم را بنمایند.

روز پنجشنبه آقای مهندس اکبری بخشدار گوگان به همراه اعضای شورای اسلامی شهر تیمورلو از نزدیک این فاجعه زیست محیطی را مشاهده کرده و بر حل این معضل تاکید کرد.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم مهر 1393 توسط علیرضا بشیری
نوشته شده در تاريخ جمعه چهارم مهر 1393 توسط علیرضا بشیری

مراسم غبار روبی و گل افشانی گلزار شهداء تیمورلو به مناسبت هفته دفاع مقدس برگزار شد.

در این مراسم امام جمعه بخش گوگان، بخشدار،فرمانده سپاه آذرشهر و گوگان ،رئیس بنیاد شهیدشهرستان ،فرماندهی کلانتری گوگان، امام جماعت، اعضای شورای اسلامی، خانواده شهداءوجمعی از مسئولین ادارات حضور داشتند.

این مراسم ساعت 9/30صبح پنجشنبه با قرائت قرآن توسط مداح اهل بیت آقای مرتضی جهانگیری شروع و با خیرمقدم گویی حاج آقا عابدین زاده وسخنرانی امام جمعه ادامه یافت و همزمان با گل افشانی وقرائت فاتحه برمزارشهداءو مداحی توسط آقای جهانگیری خاتمه یافت.

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم شهریور 1393 توسط مدیر وبگاه - کریم شاهزاده
 

احتمالا برای خیلی از دوستان جای سوال هست که چرا اولین وبگاه تیمورلو سایت نشد و الان هم کمتر بروز میشه و آیا قصد تعطیل کردن این وبگاه رو داریم یا نه ؟!

اما جواب:

1 - با راه اندازی وبسایت خبری تیمورلو به همت آقای بشیری و دوستان خلا خبررسانی کاملا برطرف شده و دیگه نیازی به کارهای موازی نست و بنده و هر کدام از دوستان که مایل باشند در این وبگاه صرفا به نوشته های تحلیلی و علمی می پردازیم

2 - بنده به دلیل برخی از مسائل خانوادگی فعلا کمتر تیمورلو هستم و بیشتر وقتم در تبریز و آذرشهر سپری میشه و طبعا نوشته های بنده در مورد تیمورلو هم کمتر خواهد شد

3 - انتقادناپذیری و تنگ نظری بسیاری از مخاطبین (نیازی به توضیح نیست ) شما عکس یه کوچه رو میذارید 10 نفر اعتراض می کنند که چرا عکس اون کوچه رو گذاشتید و میخواستید از فلانی حمایت کنی و برعلیه ما حرف بزنی و ...

4 - ورود فیس بوک و کلوب و واتساپ و وایبر و تانگو اینترنت رو از وبلاگها و سایتهای به یه جای نامعلومی کشونده که آخرش مشخص نیست

و ....

بعدا توضیح میدم

 


.: Weblog Themes By Pichak :.


وبلاگ حقوقی بابک اسماعیلی

Check PageRank





Powered by WebGozar

=================== ---------------------------------
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک